X
تبلیغات
رایتل
Top java codes
جمعه 9 آذر‌ماه سال 1386
رمانتیسیزم پیش پا افتادگی
نگاهی به نمایشگاه (نوستالژی آنالوگ)
علی اتحاد


آنچه مانی نیلچیانی در گالری طراحان آزاد به عنوان چیدمان به ما نشان می دهد؛ یک دستگاه اسلاید استریوسکپی، یک سیستم پخش وی.اچ.اس، دو تلویزیون، یک دستگاه بازی – سری دهه 1980 کمپانی نینتندو- و مجموعه تصاویری است از اشیاء کاربردی ای که یا به کل فراموش شده اند و یا به شکل تازه ای به حیات خود ادامه می دهند. این تصاویر در لحظاتی برای من نوستالژیک هستند و در لحظاتی برای پدرم! اما به هر حال مخاطب را درگیر خاطراتی می کنند که حلقه های ارتباطی تنگاتنگی با این اشیاء دارند.
هرچند عکس های روی دیوار از لحاظ بصری یاد آور تجربه های پاپ آرتیستی هستند لیکن به هیچ روی نمی توان آن ها را آثاری پاپ آرت نامید. کافی است به نمونه هایی تاریخی رجوع کنیم. برای مثال وقتی «لیکتن استین» سراغ اشیاء مصرفی می رود، نقاشی های او بازنمایاننده ی اشیایی به روز و کاربردی اند که در زمان اوج فعالیت هنری هنرمند، تبلیغ شده و به فروش می رسیدند. اگر با یک پلوپز برخورد می کردیم می توانست همان پلوپزی باشد که هنرمند به تازگی خریده بود! تازه ترین موشک ها و جنگ افزارهای ارتش امریکا، قارچ های اتمی، لامپ های 100 وات و ... . البته استثناً چهره هایی چون مونرو و مائو هم به چشم می خوردند اما آن ها نیز از خط تولید گذشته، تکثیر و آماده ی فروش
می شدند.
در عوض نیلچیانی سراغ گذشته ی فراموش شده ی این اشیا رفته است. اشیایی که به اعتقاد او دیگر حاوی نوعی نوستالژی اند. نه تبلیغ می شوند و نه در فروشگاهی به فروش
می رسند. و از نگاه من این درست همان نکته ایست که بر پاپ آرتیستی نبودن آثار پافشاری می کند.
در نگاهی ساده می توان چیدمان هنرمند را در مقام یک مرثیه سرایی در نظر گرفت اما
می خواهم نگاهی دوباره به این مجموعه بیاندازیم. می توان گفت هنرمند در جستجوی فرهنگ عامه است. بخشی از فرهنگ عامه که کم کم غبار گذر زمان بر آن می نشیند.
بگذارید این اشیاء و فرهنگ مصرفی آن ها را با ادبیات فولکلور مقایسه کنیم. ترانه های عامیانه، داستان ها و مثل ها؛ هرچند بدون مولف به نظر می آیند اما به وسیله ی شخصیتی انسانی خلق یا سروده و در لحظه ای حقیقی – و البته نا روشن از تاریخ- زاده شده اند. لیکن آن چه آن ها را جاودانه ساخته یا دست کم در دوره ای طولانی حفظ نموده، اقبال عمومی است. اقبالی که منطبق بر سلیقه ی عمومی مردم در دوره ای خاص از تاریخ یک منطقه است. آن چه بخش بزرگی از نیروی برادران شلگل و دوستانشان را در راه اندازی نشریه ی آتنائوم [شماره ی یک درسال 1798] تامین می نمود، اشتیاق برای کشف این سلیقه ی همگانی بود. رمانتیک هایی چون آرنایم، برنتانو و برادران گریم زمانی طولانی را صرف جمع آوری چکامه های روستایی، قصه های فولکلوریک و داستان های کودکانه کردند و این پژوهش بیانگر سلیقه ی همگانی ای بود که سبب ماندگاری این داستان ها و چکامه ها شده بود. و در مجموع، مجموعه های برادران گریم در سال 1814 و آرنایم و برنتانو در 1808 به نوعی مجموعه آثار داستان سرایانی بودند که هر چند جای نامشان زیر اثر خالی بود اما همگان آن آثار را شنیده بودند، آن ها را سینه به سینه انتقال داده و به نوعی تبلیغ می کردند. حال می خواهم چنین سازوکاری را به ناگاه به زمان حال انتقال دهم. فرهنگ عامه ی
زمانه ی ما تا حد زیادی تحت تاثیر تکنولوژی الکترونیک است. بازی های دوران کودکی من از «تی.وی گیم» گرفته تا «آتاری»، روی صفحه ی نمایش روی می دادند. طراح یا طراحان این بازی ها، یا شخصی خاص بوده و یا گروهی متخصص الکترونیک؛ البته روشن است که من نام آن ها را نمیدانم اما با مخلوقات آن ها کاملاً آشنا هستم و نسبت به آن ها اشتیاقی نوستالژیک دارم. چندی پیش به نکته ی تازه ای پی بردم که شکل روایت این نمایشگاه را برایم معنادارتر ساخت. نکته این بود که این نستالژی به هیچ وجه در سطح نرم افزاری قرار ندارد. بگذارید کمی روشن تر بگویم؛ چند هفته پیش نرم افزاری از مجموعه بازی های «آتاری» به دستم رسید و با اشتیاق آن ها را روی کامپیوتر شخصی ام نصب کردم. نتیجه به هیچ وجه جذاب نبود! با وجود اینکه بازی ها همان بازی های کودکی ام بودند لیکن تغییر ابزار اجرایی آن ها را غریبه ساخته بود. در نمایشگاه «نوستالژی آنالوگ» نیز روی همین وجه ابزاری تاکید شده است. چرا که تلفن، بازی ویدئویی و ابزار پخش صدا، تکنولوژی های فراموش شده ای نیستند بلکه تنها ابزارشان دگرگون شده است.
رواج ابزاری ویژه در دوره ای خاص نیز به سبب اقبال عمومی روی می دهد و درست مانند قصه های فولک، بخشی از فرهنگ عامیانه ی ما را می سازد. عناصر تکرار شونده ای که در سینما و ادبیات برای بازنمایی دورانی خاص از تاریخ معاصر استفاده می شوند- اشیائی مثل تلفن سفید در سینمای گنگستری امریکای 1930- بدنه ی اصلی این فرهنگ عمومی هستند.
از این رو می توان مجموعه ای چون «نوستالژی آنالوگ» را همچون پژوهشی رمانتیک بر فرهنگ اشیا مصرفی و پیش پا افتاده- نه بی ارزش- در نظر گرفت. پژوهشی که البته با چاشنی دلبستگی همراه است.