X
تبلیغات
رایتل
Top java codes
چهارشنبه 8 اسفند‌ماه سال 1386

 

 مشاهده ی مجموعه

 


دو هفته نامه ی تندیس، شماره ی صد و نوزده
__________________________________________

عروسک های خاموش
(نگاهی به مجموعه ی بازیگران کابوکی اثر هیروشی واتانابه)

          

 "در آغاز و پیش از هر چیز/ در کشتزار مقدست، ای خدای توانا/  ای کاش آخرین دانه هایی که درو می کنند/ ای کاش آخرین  دانه های برنجی که درو می شود/ با عرق چکیده ی آنان آبیاری شود.
  (از نوریتوهای آیین شینتو)

       تصاویر هیروشی واتانابه فارغ  از نام مجموعه قطعاً ما را به سنتی باز می گرداند که مقصود هنرمند نیز بوده است. «کابوکی» به عنوان گونه ای شاخص از نمایش های ملی ژاپن پایه های زیبایی شناسی اش را بر سنت مسلط «بونراکو» -نوعی نمایش عروسکی- استوار کرد و از این رو حرکات، آرایش صورت و شکل بیان احساسات در اجرای «کابوکی» به نوعی اغراق شده است. هر چند روایات بسیاری درباره  ی سر چشمه های این گونه ی نمایشی ذکر شده اما آن چه مورد توافق همه قرار گرفته است؛ نخست، زمان شکل گیری آن اوایل سده ی هفدهم- و دیگر خالق آن است که بر مبنای شواهد تاریخی راهبی از معبد «ایشومو» بوده است راهبی مومن به آیین شینتو.   بدین ترتیب بد نیست برای واکاوی عناصر تصویر با بررسی کلیتی از «کابوکی» نیم نگاهی هم به آیین باستانی ژاپن بیفکنیم. «کابوکی» با در نظر گرفتن شکل نگارش آن در زبان ژاپنی  از سه جزء تشکیل می شود که به نوعی چکیده ای از نحوه ی اجرای آن است. این اجزا هر یک به ترتیب از چپ به راست به معنای آوازه خوانی، رقص و بازیگری هستند. با قرار دادن این سه نقش در سنت «بونراکو» می بینیم که  هر کدام از آن ها به ترتیب، وامدار آوازخوانِ بونراکو که کنار اجرا کنندگان می نشیند کوتو می نوازد و می خواند- رقص عروسک ها -که به واسطه ی حرکت دست های عروسک گردان پدید می آید- و خود عروسک های بونراکو هستند. کابوکی با پیش شرط قرار دادن نمادهایش برقراری ارتباط با مخاطبانش را آسان می سازد؛ چنان که مثلاً آرایش سرخ برای بیان هیجان و حسادت، سبز برای نیروهای فرا زمینی و ارغوانی برای نمایش مرتبه ی اشرافی شخصیت ها به کار می رفت. با این وجود تکنیک ثابتی در چهره آرایی کابوکی وجود دارد که برای تمامی شخصیت ها به کار می رود و آن پوشاندن زمینه ی چهره با آرد برنج است. اکنون با توجه به موارد فوق و با نگاهی به مجموعه پرتره های واتانابه می بینیم که استفاده ی هنرمند از واسطه ی سیاه و سفید، خود به خود رنگ ها که احیاناً قرار بوده حالات چهره را تداعی کنند را حذف کرده و تنها سفیدی درخشان برنج را برجای باقی گذاشته است. سفیدی درخشانی که خصلت رنگ پوست عروسک های بونراکو است. آرایش دور چشم ها حد فاصل میان سر عروسک و کره ی متحرک چشم ها را تداعی می کنند و مرز میان پوست سر و محل رویش موها که با سایه روشنی اغراق شده آرایش شده است نیز یاد آور چهره ی نقاشی شده ی عروسک هاست. اما این سفیدی به جز ارجاع به چهره پردازی عروسک های بونراکو ما را به عنصری فرهنگی-دینی نیز می رساند. نقش برنج در حیات اجتماعی ژاپن نقشی بسیار پر رنگ است تا جایی که در اساطیر کهن و در متون آیین شینتو موسوم به «کوجیکی»، خدایی ویژه ی این محصول در نظر گرفته شده است. «ایناری» یا خدای برنج که بسیاری از نیایش های آیین شینتو (یا با گویش ژاپنی کامی نو میتی) مختص به اوست، تامین کننده ی توان رویش کشتزاران برنج است و این نحوه ی آرایش، نخستین حلقه ی ارتباط دهنده ی  کابوکی به دیگر مناسک دینی شینتو به حساب می آید. گرچه پیک ایناری (روباه) در کنار و گوشه ی کشتزارها، گوش به زنگ نشسته است تا کمبودها را به او اعلام کند و از هر آن چه بر سر کشتزارها می آید آگاه است اما زنان بنیانگذار کابوکی تصمیم گرفتند تا بار دیگر ارادت خود را به واسطه ی آغشتن چهره هایشان به آرد برنج اعلام نمایند.  در بررسی تصاویر مجموعه ی «بازیگران کابوکی» نکته  ی دیگری را هم باید در نظر داشت و آن جدایی بازیگران از زمینه ی نمایش است. هیچ یک از آنان بر زمینه ی «هانامیچی» (سن بلند اجرای کابوکی) دیده نمی شوند و حالت چهره و بدن آن ها  نیز کمتر شباهتی به حالات اغراق شده ی اجراها دارد. چهره های ساکن، عمق میدان کم، نگاه های خیره به دوردست و پس زمینه های تاریک ما را وا می دارد تا آن ها را عروسک های زیبایی ببینیم که دوران کاری شان را پشت سر گذاشته اند و در انبار یک سالن متروک مونراکو خاک می خورند. چنین تاویلی در سطح تاریخی و اجتماعی ژاپن نیز قابل بررسی است. بنابر باورهای آیین شینتو، پادشاه و نیاکان به ترتیب مقدس ترین ارکان موجود در جهان هستند که این دو رکن مقدس امروزه بدل به بخشی از خاطرات تاریخی ژاپن شده اند. و از سوی دیگر کابوکی نیز در عرض صد سال اخیر جایگاه خود را بیشتر و بیشتر از دست داده و اعتبار خود را به مونراکو بخشیده است. اعتبار دوباره ی مونراکو بنابر نظریات تاریخ  نگاران نمایش ژاپن به واسطه گشودن درهای فرهنگی ژاپن به اروپا رخ داده است و هنرمندان کابوکی نیز در جستجوی راهی هستند تا با توجه به مقتضیات زمان اشکال تازه ای از کابوکی را مطرح نمایند تا شاید اعتبار از کف رفته را بدست آوردند. از همین روست که شاید بتوان  استعاره ی جایگزینی بازیگران زنده به جای عروسک های رها شده ی مونراکو را حاوی ارجاعاتی اجتماعی- تاریخی دانست.