X
تبلیغات
رایتل
Top java codes
شنبه 4 خرداد‌ماه سال 1387



Tandis magazine, No.88,2006

________________________________________________________________________________________



" سوژه های او پیر و جوان با نگاه های

خیره و مصمم، با چنان قدرت و ذکاوتی
می نگرند که گویی این نگاه زاییده ی
درد است. "
(واشنگتون پست 1998)


فرم در خدمت بیان

بنابر تجربه ی تاریخی، هرگاه در اثری هنری یک شخصیت چه مجازی و چه حقیقی از جایگاه خود خارج شده و در جایگاهی تازه و بی ارتباط با جایگاه اولیه اش می نشیند حاصل اغلب پدید آورنده ی حالتی هزل آمیز است. این خصیصه که یکی از مولفه های اساسی کمدی در غالب آثار دراماتیک محسوب می شود در هنرهای بصری نیز کار آمد است. چنانکه در تصویر سازی و کاریکاتور این امکان به شیوه های مختلف نشان داده شده است. در مدیم عکاسی این شکل از تضاد به صور گوناگون در آثاری که در شاخه ی مستند اجتماعی تقسیم بندی می شوند به کار رفته است. تضادهایی ناشی از تفاوت نژادی، پوشش، تفکر و غیره. هر چند این تضادها در ذات خود به هیچ عنوان طنزآلود نیستند لیکن شمای بیرونی آن ها در حکم یک لطیفه ی دیداری است.


جان برجر در کتاب " درباره ی نگریستن " به مقایسه ی سه تصویر از مجموعه عکس های اگوست ساندر دست می زند. تصویر نخست سه مرد روستایی را نشان می دهد که آراسته به لباسی یک دست مشکی و رسمی اند و عازم مجلس رقص، تصویر دوم شامل گروهی نوزنده است که در یک ردیف و در کنار هم ایستاده اند. برجر از خوانندگان می خواهد که طی آزمایشی با تکه ای کاغذ چهره ی افراد را بپوشاند تا تنها بدن ها دیده شود و می گوید:" هر قدر به تخیل خود پر و بال بدهید باز هم نمی توانید باور کنید که این بدن ها متعلق به طبقه ی متوسط یا حاکم باشد. ممکن است به جای روستاییان به کارگران تعلق داشته باشد اما جز این امکان دیگری وجود ندارد. [...] کت و شلوارهای این نوازندگان آن ها را کژ شکل می کند. آنان با پوشیدن این لباس ها چنان شکلی پیدا کرده اند که اندامشان از ریخت افتاده است." سپس این دو تصویر را در برابر تصویر دیگری قرار می دهد، عکسی از چهار مبلغ مذهبی پروتستان در سال 1931، و ادامه می دهد :" به رغم غرابت، حتی لازم نیست آزمایش پوشاندن چهره ها را انجام دهیم. روشن است که در این جا کت و شلوار واقعاً حضور آن افرادی را که آن ها را به تن دارند، تثبیت و برجسته می کند."

چنان که در این خلاصه به آن پرداختیم این چنین تضاد هایی عموماً، نشان گر تناقضی هزل آمیز است. حال به سراغ مجموعه ی عکس های فیل بورگس می رویم. این تصاویر حاصل سفر عکاس به تبت است و شامل پرتره هایی که در نگاه اول شاید بتوان آن ها را در شاخه کلی مردم نگاری جای داد. اما با مروری دوباره به وضوح می بینیم که این تصاویر ناقض قواعد کلی آثار مردم نگارانه هستند. هر چند نوع پوشش و فضای زمینه ی مردمان موجود در تصاویر کاملاً بیانگر قومیتی مشخص و کم وبیش شناخته شده است. اما کلیت بیانی آثار به نوعی ناملموس به نظر می رسد. پرسش این است که چه چیز در این تصاویر رخ داده است که این چنین از جایگاه غریب و دوردست خود فاصله گرفته اند؟

پیش از پاسخ به این پرسش، لازم می دانم، دو ساحت بنیادین در کلیه ی آثار بصری را از یکدیگر تفکیک نمایم. ساحت نخستین را زبان می نامم و دیگری را بیان. ساحت اولیه به فرم های به کار رفته در آثار است و تمامی عناصر اولیه ای که یک اثر بصری را می سازند، بسته است. لیکن ساحت دوم در گروی نحوه ی به کار گیری کارماده های یاد شده می باشد. به بیانی دیگر اگر فرم و عناصر سازنده ی ساحت نخست را به ترتیب همسنگ دستور زبان (گرامر) و واژه( یا حتی واج) بدانیم. ساحت دوم نحوه ی بیان خواهد بود که با استفاده از ساحت اولیه به سازوکاری شخصی خواهد انجامید. عادات بصری ما حاصل عملکرد سنت های رایج موجود در تاریخ هنر است که بر مبنای دستور زبانی خاص و نسبت های مشخصی با نحوه ی بیان هنرمند شکل گرفته اند. بورگس در مجموعه ی تبت چهره های بومی منطقه ای دور افتاده را که در مجموعه های مشهور قدیمی تر به صورتی محروم و دور از تمدن ( تمدن شاخص اروپایی ) تصویر شده اند به صورتی متفاوت باز می نمایاند. و به صورتی مشهود از دستور زبان عکاسی مُد مدد می جوید. کاربست این گرامر را به وضوح می توان در نحوه ی ایستادن سوژه ها، نگاه بی حالت خیره به دوربین، حالت موهای دختر که در باد در حرکت است، استفاده از نور فلاش و... باز جست.
بر پایه ی پیش فرض های مطرح شده چنین آمیزش متناقضی، انتظار نتایج هزل آمیزی را ایجاد می کند. لیکن نوع نگاه و در واقع بیان عکاس گریزان از هر گونه تحمیل حقارت است. در مثالی عینی، در تصویری که دو مرد تبتی را با کلاه نشان می دهد گرچه لباس ها مندرس و چهره ها فرتوت اند لیکن اعتماد به نفس و استقلال شخصیتی که در نگاه این دو مرد موج می زند راه را بر هر گونه احساس ترحمی می بندد. از آن جایی که چنین نمونه هایی در دیگر آثار نیز کاملاً محسوس به نظر می رسد آوردن مثال های مشابه به درازگویی می انجامد.

فیل بورگس در مجموعه ی حاضر زبان را در خدمت بیان قرار داده و نتیجه را به سویی می برد که موجب شکست ساختارهای دستور زبان اولیه خواهد شد.با این پیش فرض پذیرفته شده که سازوکار مُد بر مبنای تمسخر و تحقیر از مُد افتاده ها شکل می گیرد. ادامه ی کار جریان مُد به ارائه ی انواع تازه بستگی خواهد داشت- مدل هایی که پس از تولید و فروش کافی، کنار گذاشتن شان از سوی سرمایه گذاران الزامی می گردد. حال این سازو کار را وارد محیطی می کنیم که در آن لباس ها در حکم تنپوش – و در مقام اصلی خود- قرار دارند و تا مرگ فیزیکی شان پوشیده می شوند. مسلماً در چنین زمینه ی تازه ای سازوکار مُد از کار باز می ماند.

بورگس با ارائه ی چنین فضایی در چهار چوب دستور زبان مد، پوششی جاودانه را معرفی می کند که جاودانگی و فخرشان در گروی صاحبان آن ها است و نه دوره های تعیین شده از سوی سرمایه داران. انسان های مجموعه ی بورگس، حوزه ای تازه را می گشایند که با هیچ کدام از پیش فرض های اروپایی همخوانی نداشته و کاملاً خود بسنده است. بازنمایی این خودبسندگی نتیجه ی شیفتگی عکاس نسبت به فرهنگ عمیق ساکنان آن سرزمین است. شیفتگی ای که وی را وا داشت تا دشواری های سفری دشوار را هموار سازد. و در نهایت هر گونه قیاس فرهنگی که معیار های آن از پیش تعیین شده باشد را مردود می شمارد. بدین معنا که هر فرهنگی در بطن خود قابل بررسی است و نه در همنشینی با دیگری. و با این نگرش نگاهی را در ارائه آن فرهنگ به مردمان جهان بر می گزیند که از هر گونه دید اگزوتیکی تهی است.





شرح حال

فیل بورگِس عکاسی امریکایی و متولد سال 1942 است.وی به مدت بیست و پنج سال است که به تهیه ی عکس و گزارش از قبایل بدوی ( بدوی در مفهوم عام) جهان می پردازد. محور فعالیت ها و رویکرد مردم شناسانه اش را بر پایه ی محافظت و استمرار فرهنگ هایی قرار داد که رو به نابودی و زوال اند. بورگس از موسسین اتحادیه ی " زمین آبی " است اتحادیه ای که فعالیت اصلی اش تامین هزینه برای حفظ فرهنگ های در معرض خطر می باشد. وی در سال های دهه ی نود، مجری برنامه های تلویزیونی با موضوع فرهنگ های در معرض نابودی بود که از شبکه های دیسکاوری و نشنال جغرافی پخش می شدند. بورگس در سال 1998 در نمایشگاه عفو عمومی که به مناسبت پنجاهمین سال تنظیم منشور حقوق بشر برگزار شده بود شرکت جست و کتاب اش با عنوان " روان جاودان " را معرفی نمود. وی در همان سال جایزه ی عکاس سال مجله ی "فوتو مدیا" را نیز به خود اختصاص داد. شیوه ی عکاسی بورگس چنانکه خود همواره می گوید تحت تاثیر اروینگ پن و ادوارد کرتیس شکل گرفته است؛ هر چند که در حال حاضر کاملاً شخصی به حساب می آید. فیل بورگس هم اکنون شصت و چهار سال دارد و در سیاتل امریکا زندگی می کند.


http://www.philborges.com/tibet/tibetan-portrait.html